Saturday, February 26, 2011
Thursday, October 28, 2010
جواب
در جواب نامه ی تو
نارفیق از تو نوشتم
از تو که شد با تو
از تو که شد با تو
آغازلحظه لحظه سرنوشتم
رفتی اما کردی یادم
آخه یار با وفاتم
واسه فهمیدن حرفات منو
کم داری فداتم
تنهایی دستای ما
با دست هم شد آشنا
با هم تپید قلبای ما
از هم شدیم اما جدا
به من بگو آخر چرا ، چرا ؟
به من بگو آخر چرا ، چرا ؟
!با نگاه مهربونت
قفل قلبمو تو بستی
ساز تو تار دلم بود
زدی تارمو شکستی
واسه ویرون شدن ما
می زدی تیشه دو دستی
باورت نمیشه اما
خود تو عهدو شکستی
تنهایی دستای ما
با دست هم شد آشنا
با هم تپید قلبهای ما
از هم شدیم اما جد ا
به من بگو آخر چرا ،چرا ؟
!حالا اینجا تک و تنها
پرپر گذشته هاتم نارفیقانه پریدی
ولی من هنوز باهاتم
هر دو مون تنهای تنها
هر دو مون تنهای تنها
هر کدوم یه جای دنیا
جای تو خالی اینجا
جای من خالیه اون جا
تنهایی دستای ما
با دست هم شد آشنا
با هم تپید قلبهای ما
از هم شدیم اما جدا
به من بگو آخر چرا ، چرا ؟
به من بگو آخر چرا ، چرا ؟
Tuesday, October 5, 2010
Friday, September 10, 2010
وقتی
وقتی اونقدر تنهایی ....
وقتی اونقدر تنها بودی و موندی که همه چی رنگ باخته
همه چی هزار رنگ شده و رنگ باخته
وقتی که صبح تا شب و شب تا صبح کنج خونه با گیتار نیل یلنگ جذاب ترین جا هست
وقتی که با صدای بلند شعر می خونی واسه خودت:
"نه غریبم من ، آشنا هستم
از شبستان شعر آمده ام
خسته از پیله های مسخ شده
از سیه دخمه ام برون زده ام
همرهم ، آرزو ،به کلبه ی شعر
آردها بیخت ، پروزن آویخت
بافته از دل و تنیده زجان
خاطرم نقش حله ها انگیخت
از شبستان شعر پارینه ،
من همان طفل ارغنون سلزم.
ارغنون،ناله های روح من است
دردناک است و وحشی
اینک از راه دور آمده ام
آرزومند آرزوی دگر
در دلم خفته نغمه های حزین
از تمنای رنگ و بوی دگر..."
حتی آفتاب هم شنونده نیست
غروب می کند
Sunday, September 5, 2010
قلب
قلب من اندازه ی مشت منه
مشتمو برای تو باز می کنم
چشم من اندازه ی پنجره هاست
تو رو بی پرده تماشا می کنم
دست من ادامه ی شاپرکاست
وقتی از شعله ی تو گر می گیره
اشک من از جنس بغض شاعراست
که همیشه بد جوری سرازیره
از لج این قفسا صد تا کفتر بکشه
یکی از ما می تونه تا قناری بپره
با همین ترانه ها آبرویی بخره
مشتمو برای تو باز می کنم
چشم من اندازه ی پنجره هاست
تو رو بی پرده تماشا می کنم
دست من ادامه ی شاپرکاست
وقتی از شعله ی تو گر می گیره
اشک من از جنس بغض شاعراست
که همیشه بد جوری سرازیره
حرفاتو راست و دروغ دوست دارم
قد شعرای فروغ دوست دارم
یکی از ما می تونه ابرا رو سر بکشهاز لج این قفسا صد تا کفتر بکشه
یکی از ما می تونه تا قناری بپره
با همین ترانه ها آبرویی بخره
حرفاتو راست و دروغ دوست دارم
قد شعرای فروغ دوست دارم
Saturday, March 27, 2010
هی پریا
هی پریا
دنیای ما خار داره
بیابوناش مار داره
هی پریا
کجا می یاین
برین پیش خدا
همون جا امن و راحته
هی پریا
برین پیش آلباتروس عزیز
با آدما چیکار دارین
برین
به سراغ کسی که
در فکرش بودم و
اشک از پی اشک
رخسارم رو گرفت
برین سراغ طبقات
مفرح بهشت
که جایی بس دور است برای من
برین پیش آن یهود اسپانیا
برین دنباله
قاصدک قصه
بگین
مرد مرده
در یک زیر زمین
در یک پستوی سیمانی
در یک مغاک
با یک پیپ
با یک آواز
آری
آواز غم در دل
در دلش
این فرشته ها را
پس فرستاد
بگویید منش
من_ من_ من نبود
بگویید منش بد بود
بگویید تا دست از سر این
من_ من بردارد
دنیای ما خار داره
بیابوناش مار داره
هی پریا
کجا می یاین
برین پیش خدا
همون جا امن و راحته
هی پریا
برین پیش آلباتروس عزیز
با آدما چیکار دارین
برین
به سراغ کسی که
در فکرش بودم و
اشک از پی اشک
رخسارم رو گرفت
برین سراغ طبقات
مفرح بهشت
که جایی بس دور است برای من
برین پیش آن یهود اسپانیا
برین دنباله
قاصدک قصه
بگین
مرد مرده
در یک زیر زمین
در یک پستوی سیمانی
در یک مغاک
با یک پیپ
با یک آواز
آری
آواز غم در دل
در دلش
این فرشته ها را
پس فرستاد
بگویید منش
من_ من_ من نبود
بگویید منش بد بود
بگویید تا دست از سر این
من_ من بردارد
Subscribe to:
Posts (Atom)

